79- جواب کامنت خصوصی دختر دایی جانم!

ســــــــــــــلام جــــوجـــــو!

خوبی خانوم دکتــــــــــــر؟

این پست رو فقط واسه تو میزنم!

از دیدن کامنتت بی نهایت خوشالیدم بی اغراق!!

دلم واست تنگیده!! میدونم احتمالا تا بعد کنکور نمیبینمت! یا شایدم عید دیدمت اما احتمالش کمه! چون میدونم هردومون این عید واسمون فرصت طلائیه واسه درسیدن!

خان دایی جونه ریش پروفسوریه خوش تیپه من چطوره؟؟؟نیشخنددلم واسه "کلانتر" گفتنش تنگیده!نیشخنددیشب یکی از رفقام بهم گفت sheriff! گفتم اتفاقا دایی جانه منم بهم میگه کلانترنیشخند

راستی عکسای عروسی پسرخاله مهدی که باهم انداختیم خیلی خوشگل شده. دیدمت حتما میدم بهت.

آره امسال هم جنوب ثبت نام کردم همسفر قدیمی!

سفر جنوبی که باهم رفتیم رو یادته؟؟؟نیشخند

جزء بهترین خاطراتمه!! میدونم واسه توهم همینطوره!! یادته تو اتوبوس فقط ما بودیم که از گرما پخته بودیم؟؟ما گرممون بود و فک میکردیم همه گرمشونه! نگو صندلی ما درست بالای موتوره اتوبوس بوده،واسه همین اون همه گرم بود جای ما!نیشخندیادته موقع رفتن پلیس مارو ساعت 12 شب نزدیکای همدان نگه داشت و گفت تا 5صبح حق ندارید حرکت کنید؟؟ اون نماز خونه یادته که هواش از بیرون هم سردتر بود؟..یه پارک هم داشت که چندتا وسیله اسباب بازی اونجا بود..رفتیم تو اون سرما الاکلنگ بازینیشخند از سرما شروع کردیم به دوئیدن دور پارک..چقدرررر سرد بود هوا!!! یادته همه از موندن تو نمازخونه که عین یخچال بود، پشیمون شدن و دوباره برگشتیم تو اتوبوس..اتوبوس کنار جاده پارک بود و ما عین آدم یخی(یخ زده بودیممممم) نشسته بودیم توش..همه خوابیدن جز من و تو آجی و مریم!! یادته پشت ما یه گله پسر نشسته بود که اونا هم مث ما نخوابیده بودن!! اینقدر حرف زدیم که بابا از اول اتوبوس به من زنگید که چه خبرته!نیشخند

خوابگاه یادته؟؟..تخت خواب های سربازی رو به هم چسبوندیم تا پیش هم بخوابیم! من به شخصه هر دوشب تا صبح ویبره رفتم از سرمانیشخند..پتو سربازی ها یادته..چه شب هایی بودا! از شلمچه چی بگم...دخترِ همیشه آن تایمماچ...یادته موقع برگشت از شلمچه چه فضایی بود؟؟...یادته دست منو گرفته بودی و میکشیدی تا به موقع به اتوبوس برسیم...یادته پاهامون جلو میرفت و دلمون عقب عقب..ما تو کشاکش عقل و  دل مونده بودیم...یادته انگار قیامت شده بود؟...همه تو اون تاریکی با صدای اون نوحه که انگار تا فلک صداش میرسید، داشتیم میرفتیم...چه جمعیتی چه عشقی چه فضایی...چه روزایی بود...وای که چقدر دلم تنگ شده واسه اونورا...ایشالا که امسال به خواستت میرسی و به زودی زود به قولت عمل میکنی...

دوست دارم هوارتا. مراقب خودتم باش. بووووسقلب

 

/ 5 نظر / 15 بازدید
shohre,m.m

salam eshgham,khubi ?bade khundane khateratemun faghat daram gerye mikonam,delam bara oun ruza tangide,kheiliiii,kheili bishtar az kheili,duset daram aji,az lotfet mamnoon,mikham bezanam zire hame chi,khaste shodam,kheiliam khaste shodam,ey kash zudtar hameye in khastegia tamume tamum she,vali khob zendegi yani hamin,dar akhare majera faghat omide ke mitune adamo nejat bede,omid be fardaee behtar,omid be talashi bishtar az janebe khodemun,baraye be dast ovordane moafaghiat .shayad shayad nazdik,ey khod toro khoda in moafaghiato nazdikesh kon,bara mano ajie golam..moafagh bashi

منتظر محبوب

منو بردی تو حال دختر! یاد شلمچه افتادم... پارسال... آخرین جایی که رفتیم شلمچه بود. شب بود. قیامت بود. یه جمعیت گریون با پاهای برهنه... صدای نوحه کریمی که گوش رو کر می کرد... تو اتوبوس چه گریه ای کردیم... همه زار زنان... عهدی که بستیم... یادش به خیر.........

منتظر محبوب

راستی پارسال که از جنوب برگشتم یه پست گذاشتم به اسم ما رأیت إلّا جمیلاً... اگه دوست داری بیا بخون ببینم نظرت چیه. رمز رو که داری؟

مهم نیس

مسئله خونوادگیه به ما مربوط نی!!