+ درباره خودم... سال 91

بی نامم! از جنس بانو!یک بانوی 18ساله!دختری با عواطف خاص! حساس به جمله ی "لطفا صبر کنید..."! دختری دخترتر از هرچه دختر! گاهی به شدت لجباز! گاهی به شدت خونسرد! پر از آرزوهای ریز و درشت! دختری با کفش های همیشه اسپورت! بانویی با چند شخصیت متفاوت!یک قوه ی تخیـــل دارد

که گاهی ساعت ها بیچاره اش میکند!گاهی در رویاهایش غرق میشود!بیرون آمدنــــــش با خداست!در رابطه ی خویشاوندی با انرژی هسته ای به سر می برد!آرام و قرار ندارد!مغزی برابر با مغزکامپیوترش!به همان اندازه فعال!دوپا دارد و دو دست و یک سر! دو چشم و دو ابرو و دو گوش! یک زبان! تا اینجایش مث دیگران است! خودش هم گاهی در کارهایش میماند!به اندازه ی چندپا قدرت راه رفتن دارد و به اندازه ی چند دست قدرت انجام کار! زبانش رشد عجیبی دارد!به حتم خورد و خوراکش خوب است!قدم زدن با سایه اش را دوست دارد!پاتوقش لبِ آب است!کوله پشتی اش را از او جدا کنی نمیتواندجایی برود!عقایدش را لایک میکند!نتیجه ی ساعت ها مطالعه و جستجو و تحقیقاتش است!هرجایی که بخواهدمیرود!یک چادردارد به رنگ مشکی، رفیق و یار چندین ساله اش!با او میرود!با او می آید!با او میخندد! میگرید!برروی خاک های جنوب مینشیند!با او که باشد احساس امنیت میکند!خوشحال است که چیزی دارد که عروسکش نمیکند!پیاده روهای خیابان راهم که متر کند کسی به کارش کاری ندارد!تمام این آسایش را مدیون پارچه ی مشکی اش میداند!آزاد است و مستقل!سالی چندبارامام رضا(ع) نرودآن سال برایش سال نمیشود!عیدش را در جنوب و با سفرهای راهیان نور نگذراند سال نو نخواهد داشت!بصیرانه مطیـــــــع ولایت است وعاشق خاک کشورش،ایران! دختری با صدای دخترانه!یک دختربا خانواده ای جذاب!یک خانه با دیوارهای سفیدوفرش های کرمی!یک مادر بانهایت عاطفه و یک پدر بانهایت یک تکیه گاه!یک اتاق دارد که با ویلاهای مازندران هم عوضش نمیکند!زیرباران راه نمیرود و متنفرازخیس شدن است!زمســــــتان هرسال یک سال بزرگتر میشود!بی نامـــــم!دختری با کودک درونِ خفن فعال!دیوانه وار بستنی میلیسد و پفک نمکی را با انگشتانش قورت میدهد!اخیرا به خوراکش چاکلز هم اضافه شده!فسنجان را 20شبانه روز به او بخورانی صدایش در نمی آید!متنفر از آب و علف یا همان قرمه سبزیه شما!از شادکردن دیگران لذت میبردوازناراحتیشان میرنجد!یک دختر زودرنج!احتمالا مادرش او را با لبخند به دنیا آورده است!شوخ طبع است و بازیگوش! زبانش را از او بگیری زنده نخواهد ماند!به مجری گری علاقه داردوکمی استعداد!دیوانه وار کیک بوکسینگ را میپرستد و والیبال سرگرمی گردش هایش است!علاقه ی خفناکی به رانندگی دارد و پا به گازش وحشتناک است!عاشق ارتفاع است و هیجان و سرعت!بی نام است! یک بانوی بی نام!یک بانوی خاکی!گاهی شاد است!گاهی غمگین!شادی اش مال دیگران است!غصه اش مال قصه هایش!گاهی می نویسد!نوشتن به او آرامش میدهد!اورانمیتوانی بشناسی!با خودش هم غریبه است!او همیـــشــــــــه بی نام خواهد بود!ثانیه های زندگی اش را گاهی اینجا به یادگار مینویسد!به "ثانیه های مهافتابی" خوش آمدی!یاعلی!

/ 0 نظر / 12 بازدید